آقای شیخ آصف محسنی متهم به فساد اخلاقی شد
آقای شیخ آصف محسنی، متهم به قتل‌های زنجیره ‌ای

منبع: یادداشت های از کابل

سرانجام،موضوع قتل مرموز شهید مشتاق و ازواج اجباری خواهر مشتاق با شیخ آصف محسنی در سن 14 سالگی، در رسانه‌ها درز کرد. تلویزیون امروز، شب گذشته، ساعت 7 شام، مصاحبه‌ای طولانی را با مسلم فهیمی روزنامه نگار مستقل انجام داد که در آن مسلم فهیمی از تمام جریانان‌های داخلی حزب حرکت اسلامی که آیت الله شیخ آصف محسنی رهبر آن بوده صحبت کرد. حرف‌های مسلم فهیمی را می‌تواند با شک و تردید مورد بررسی قرار داد اما تا اندازه‌ای می‌شود باور کرد چون او خود یکی از متنفذینی در درون حزب حرکت بوده است.

مسلم فهیمی حتی از زمانی یادکرد که حزب وحدت اسلامی توسط شهید مزاری بنیان گزاری می‌شد و در آن زمان شیخ آصف محسنی مخالفتش را با این حزب اعلام کرد. به قول آقای فهیمی، در دوران جنگ‌های داخلی و مقاومت غرب کابل، آقای محسنی شهید مزاری را محارب خوانده است.

نکتهء جالبی را که خبرنگار تلویزیون امروز از آقای فهیمی پرسید این بود که تلویزیون تمدن و شخص آقای محسنی چرا در هفته‌های شهید، هیچ سهمی نمی‌گیرد. مثلا در هفت سال گذشته، ده‌ها بار از شهید مزاری، شهید احمدشاه مسعود و شهید عبدالحق تجلیل شده است اما آقای محسنی هرگز سهمی نگرفته است. آقای فهیمی در جواب گفت: "متاسفانه برای آقای محسنی، مطالبات خارجی بیشتر اهمیت دارد تا منافع ملی، برای او مهم این است که ایران و سفارت ایران در کابل چه دیکته می‌کند".

آقای فهیمی، در ضمن محسنی را متهم کرد که در دوران جنگ‌های داخلی، محسنی یکی از کسانی بوده که جنگ و فرهنگ خشونت را در جامعه هزاره ترویج کرده است. وی گفت، آقای محسنی، هرگز نمی‌خواست مردم هزاره یک پارچه باشند و به طرق مختلف کوشش می‌کرد هزاره‌ها درگیر باشند.

جالبتر از همه بخشی بود که خبرنگار در مورد قضیه شهید مشتاق و چگونگی قتل او پرسید، آقای فهیمی گفت: "شهید مشتاق خواهرش را به ایران می‌برد و در قم رهبرش آیت الله آصف محسنی را ملاقات می‌کند و از آقای محسنی خواهش می‌کند که خواهرش را دروس حوزه و مذهبی تدریس کند. بعد، شهید مشتاق، خودش به افغانستان به جبهه برمی‌گردد و بعد از مدتی از قضیه خواهرش باخبر می‌شود که آیت‌ الله محسنی خواهرش را به عقد خود درآورده است. او روانه ایران می‌شود و بعد با مشکل روبرو می‌شود و نمی‌تواند به ایران برسد اما وقتی باز می‌گردد و به جبهه می‌رسد، اینجاست که آیت الله محسنی به سید حسین انوری مخابره می‌کند که زنده ماندن مشتاق صلاح نیست. در آن زمان، شهید مشتاق در قالب نیروهای سید حسین انوری جنگ می کرده و گفته می‌شود که یکی از قوماندانان ارشد و بادرایت حزب حرکت آقای محسنی محسوب می‌شد. آقای سید حسین انوری بلافاصله عملیاتی از سیاه‌خاک تنظیم می‌کند اما این بار به تنهایی. بعد از ظهر آن روز، جسد شهید مشتاق به سیاه‌خاک انتقال می‌یابد و کسانی که جسد او را از نزدیک دیده‌اند گفته‌اند که مرمی از پشت بر او شلیک شده بود و همراهانش را نیز کشته بودند تا سرنخی از قتل وی به دست نیاید". جالبتر از همه اینکه آقای مسلم فهیمی می‌گفت تمام این مواردی را که ذکر می‌کند مستند است و حاضر است در یک مناظره با شیخ آصف محسنی اسناد را ارائه کند.

وظیفه ما چیست؟

حال، وقتی موضوع به این شفافیت مطرح می شود و وضعیت از این قرار است پس چه کار باید کرد؟ وظیفه دینی و اخروی هر مسلمان چیست؟ وظیفه یک انسانی که در چنین جامعه زندگی می‌کند چیست؟ براساس گفته‌های آقای فهیمی و در صورت ارائه اسناد و شواهد، مطمئنا آقای محسنی متهم به سوء اسفتاده از اطفال شده است چون بنا به برخی گفته‌ها، خواهر مشتاق سنش بیشتر از 14 سال نبوده و اگر این خبر دقیق باشد، ممکن است این لطمه بزرگی به حیثیت این روحانی شیعه افغانی وارد کند.

راه ‌های برای به محاکمه کشاندن شیخ آصف

در صفحه انترنت، یک صفحه ایجاد کنید و فراخوان و اعلامیه‌ها صادر کنید از مردم بخواهید پتیشن امضاء کنند و بعد از انجام این پروسه تمام این موارد را همراه با اسناد دست داشته به سازمان‌های حقوق بشر همراه با یک اعتراض نامه ارسال کنید و شیخ آصف محسنی را به جرم سوء استفاده از اطفال معرفی کنید تا پرونده اش ایجاد شود و به دادگاه کشانیده شود. لازم به ذکر است که این موارد، تنها زمانی ممکن است که اسناد در رابطه به بهره‌کشی از اطفال توسط آقای محسنی وجود داشته باشد و در غیر آن ممکن است تیر شما به تاریکی بخورد.

آقای شیخ آصف محسنی، متهم به قتل‌های زنجیره ‌ای

منبع: یادداشت های از کابل

حال که بحث داغ شده است و آقای محسنی در لبه گور قرار دارد امروز و فردا سرش به سنگ لحد می‌خورد اما جواب پس‌نداده و کیفر ندیده و ظاهرا جرم‌های را که مرتکب شده هم بدون گرفتن جذاهایش خواهد رفت. در این روزها، شایعه‌ای وجود دارد که قرار است حزب وحدت، اعضای خانواده و نزدیکان کسانی که توسط امر مستقیم آیت الله شیخ آصف محسنی به قتل رسیده‌اند علیه او به دادگاه شکایت کنند.

گفته می شود، آقای محسنی متهم به قتل سران و فرماندهان حزب وحدت و حتی سران حزب حرکت در دوران جهاد و جنگ‌های داخلی می‌باشد. شهید مشتاق، یکی از آن میان هست. گفته می‌شود، سید ابراهیم شاه حسینی، شهید صادقی نیلی و شهید کاشفی با دستور مستقیم آقای شیخ آصف محسنی به شهادت رسیده‌اند. تمام این اسناد در نزد حزب وحدت اسلامی افغانستان موجود می‌باشد.

شهید صادقی نیلی، بنیانگزار حزب وحدت اسلامی افغانستان با دستور نامه مستقیم آقای محسنی در خانه‌اش به قتل رسیده است که گفته می‌شود دستورنامه و اسناد در نزد حزب وحدت موجود است. در باره شهید سید ابراهیم شاه حسینی نیز اسناد کتبی وجود دارد.

شهید کاشفی یکی از فرماندهان ارشد حزب حرک اسلامی افغانستان در شمال بود. او زمانی توسط آقای محسنی کشته شد که گفتگو و مذاکره را با آقای محمد محقق در شمال افغانستان آغاز کرده بود.

حاصل این مذاکره و گفتگوها این بود که هزاره‌ ها در آن زمان متحد شود. این گفتگوهای به صورت سری پیش رفت چون ترس از این وجود داشت که آیت الله محسنی از قضیه آگاه نشود. اما از آنجایی که آقای محسنی مخالف این حرکت بود که هزاره‌ها متحد شوند، دیری نپاید که آیت الله محسنی از این قضیه باخبر شده و امر قتل کاشفی را برای سید محمد علی جاوید صادر کرد. سید محمد علی جاوید بعد از آنیکه دستورنامه مستقیم و رسمی قتل کاشفی را از آیت الله محسنی رهبر حزب حرکت اسلامی افغانستان دریافت کرد بلافاصله کاشفی را به قتل رساند. گفته می‌شود گفتگوهای کاشفی و محمد محقق به مرحله‌ء رسیده بود که حزب وحدت قرار بود تمام امکانات را برای کاشفی و پیوستن این فرمانده بزرگ به حزب وحدت فراهم کنند. جریان گفتگوهای کاشفی با سران حزب وحدت، در نزد این حزب موجود است.

×××

بد نیست شعاری که یک دوست پیام‌گزار در قسمت‌ پیام‌خانه قبلی گذاشته است اینجا بگذارم. البته شبیه این شعارها را در سالهای 71، 72، 73 در دیوارهای خانه‌های غرب کابل می‌دیدم. در کنار آن ده‌ها شعار مزحک بر سر زبانها بود که نشاندهنده نفرت مردم غرب کابل از آقای محسنی بود. اما گویا هزاره ‌ها هیچ وقت آدم نمی‌شوند و هرکس در هر زمان مشخصی بر گرده‌ آنها سوار میشوند. یعنی تا زمانی که هزار ه‌ها اینطور بمانند، وضعیتش نه خوب بلکه بدتر هم خواهد شد:

تا هزاره  خر است - محسنی رهبر است

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت0:27توسط نویان /تمکی |